تولید ناخالص داخلی (GDP) یک شاخص مهم برای سنجیدن سلامت اقتصادی یک کشور است. کوچکترین تغییرات عددی در این شاخص، باعث نوسانات شدید در شاخص بورس و یا قیمت دلار میشود.
اقتصاددانها برای محاسبه GDP از سه روش استفاده میکنند که رایجترین آن روش مخارج است. در روش مخارج همه هزینههایی که در کشور انجام شده را با هم جمع میکنند.
شاخص GDP بهترین ابزار برای بازارهای مالی است، چون بازارهای مالی همیشه به سمت آینده نگاه میکنند و GDP هم برای پیشبینی آینده بهترین ابزار است. از مهمترین بازارهایی که تحت تاثیر GDP هستند، بازار سهام، ارز و بازار اوراق قرضه است.
رشد GDP همیشه رونق اقتصادی را در پی دارد و کاهش GDP باعث رکورد اقتصادی میشود. GDP در دو نوع اسمی و واقعی است. نوع اسمی GDP قیمتها را به نرخ روز محاسبه کرده و نوع واقعی GDP اثر تورم را حذف میکند.
تعریف ساده GDP
GDP مخفف Gross Domestic Product به معنای تولید ناخالص داخلی است. GDP همان مجموعهای از کالاهای تولید شده و خدمات انجام شده در داخل مرزهای یک کشور است. با ذکر یک مثال ساده برای شما GDP را معنا میکنیم.
یک کشوری را در نظر بگیرید که در طول یک سال محصولات زیادی در آن تولید شده، مثل نانی که نانوا میپزد و خدمات زیادی هم انجام شده، مثل جراحی که یک پزشک انجام میدهد. تمامی اینها ارزش پولی دارند. مجموع ارزش پولی تمامی این کالاها و خدمات در آن کشور تولید ناخالصی داخلی نام دارد.
نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که در GDP فقط کالاهای نهایی را حساب میکنند. در مثال نانوا، قیمت اردی که از آن برای پخت نان استفاده میکنند، دیگر به طور جداگانه حساب نمیشود، دلیل این کار جلوگیری از محاسبه مضاعف است.
دلیل اهمیت GDP
شاخص GDP یک شاخص مهم در بازارهای مالی است، چون هرگونه تغییرات در شاخص GDP هر کشوری مستقیماً روی زندگی افراد آن کشور تاثیر دارد. زمانی که GDP رشد کند، به این معناست که کارخانه جات تولیدات بیشتری دارند، در نتیجه استخدام هم بیشتر شده و به دنبال آن رونق اقتصادی شکل میگیرد.
در زمانهایی که GDP کاهش یافت، به این معناست که میزان تقاضا کمتر شده، شرکتها تعدیل نیرو میکنند و آمار بیکاری بالا میرود. حالا اگر دو فصل پیاپی GDP منفی باشد، در آن زمان میگوییم که کشور وارد دوره رکود اقتصادی شده است.
تاثیر GDP بر بازار ارز
بازار ارز یک قاعده کلی دارد که در آن اقتصاد قوی برابر با ارز قوی است. زمانی که GDP مثبت باشد، نشان میدهد که اقتصاد در وضعیت سالم و رو به رشدی قرار دارد. همین عامل باعث جذب سرمایهگذاران خارجی شده و میزان تقاضا برای ارز آن کشور را بالا میبرد. در نتیجه ارزش ارز آن کشور بیشتر میشود.
زمانی که GDP منفی باشد، کندی یا رکود اقتصادی را نشان میدهد. در این زمان سرمایهگذاران دارایی خود را خارج میکنند و در نتیجه میزان تقاضا کاهش یافته و ارزش ارز کم میشود.
نکته مهم: تاثیری که GDP بر ارز یک کشور میگذارد، تنها به خاطر یک عدد نیست، بلکه به خاطر تاثیری است که این عدد بر تصمیمات بانک مرکزی میگذارد.
مکانیسم اثرگذاری GDP بر ارز به این صورت است که رشد بالای GDP باعث رشد سریع اقتصاد شده و تورم هم بیشتر میشود. بانک مرکزی برای کنترل تورم نرخ بهره را افزایش میدهد. بالا بودن نرخ بهره برای سرمایهگذاران جذاب است و آنان را به سمت خرید ارز آن کشور سوق میدهد.
تاثیر GDP بر بازار سهام
تاثیری که GDP بر بازار سهام دارد، از مباحث پیچیده و در عین حال کلیدی در تحلیل بنیادی است. در حالت کلی GDP به دو صورت در بازار سهام تاثیر میگذارد:
تاثیر مستقیم
اثرات مستقیم GDP در بازار سهام برابر با سودآوری شرکتها است. زمانی که GDP رشد کند، میزان تولید کالا و خدمات ارائه شده بیشتر میشود و تاثیر آن به دو شکل در بازار سهام دیده میشود:
فروش بیشتر: با رشد اقتصادی قدرت خرید مردم هم بالا میرود و میزان تقاضا برای بسیاری از محصولات شرکتها بیشتر میشود. در نتیجه میزان درآمدها هم بیشتر خواهد شد.
رشد سود: با بالا رفتن میزان فروش سوددهی شرکتها بیشتر شده و قیمت سهام آن شرکتها در بلند مدت بیشتر میشود.
اثرات غیر مستقیم
اگر بخواهیم اثرات غیر مستقیم GDP بر بازار سهام را بررسی کنیم، باید به سراغ تورم و نرخ بهره برویم. زمانی که GDP رشد خیلی سریعی داشته باشد، ما با خطر تورم مواجه میشویم. در این زمان بانکهای مرکزی برای کنترل تورم نرخ بهره را افزایش میدهند. بالا رفتن نرخ بهره هزینههای وام گرفتن شرکتها را بیشتر میکند.
در این مواقع، بازار سهام نسبت به بازار اوراق قرضه جذابیت ندارد و امکان ریزش قیمت سهام شرکتها وجود دارد.
حالا که مبحث در مورد تاثیر GDP بر بازار سهام است، میخواهم در این مورد تجربه خودم را هم بازگو کنم:
در تابستان سال ۲۰۲۲، دادههای GDP فصل دوم آمریکا منتشر شد. در آن موقع میزان تورم در آمریکا بسیار بالا بود و فدرال رزرو سریعاً نرخ بهره را افزایش داد. در فصل اول رشد اقتصادی منفی بود و بر اساس آن تحلیلگران پیشبینی کرده بودند که در فصل دوم یک رشد جزئی در شاخص GDP مشاهده شود.
در لحظه انتشار ما با یک بمب خبری مواجه شدیم. چون GDP واقعی ۱/۹ درصد اعلام شد. این یعنی بازار برخلاف پیش بینی مثبت بود و دوباره منفی شد و آمریکا باز وارد یک رکود اقتصادی شد.
در این زمان بر اساس یک تفکر منطقی این عقیده را داشتم که با وجود اقتصاد خراب پس امکان ریزش سهام وجود دارد، اما برعکس من در بازار سهام رسد مثبتی را مشاهده کردم. دلیل آن هم این بود، چون GDP منفی شد، فدرال رزرو ترس از نابودی اقتصاد داشت. پس تصمیم گرفت به سرعت نرخ بهره را کاهش دهد و سرمایهگذاران را ترغیب کرد تا به بازار سهام روی آورند.
تاثیر GDP بر بازار اوراق قرضه
بین تولید ناخالص داخلی و اوراق قرضه ارتباط معکوسی وجود دارد. یعنی با شتاب گرفتن رشد اقتصادی قیمت اوراق قرض کمتر میشود. در حالت کلی، این تاثیرگذاری را در سه محور اصلی بررسی میکنیم:
نرخ بهره و سیاست های پولی
بانکهای مرکزی مثل فدرال رزرو به طور دقیق رشد GDP را دنبال میکنند. زمانی که GDP رشد بالایی داشته باشد، یعنی اقتصاد رشد سریعی داشته و خطر تورم هم بیشتر میشود. در این میان بانکهای مرکزی برای اینکه بتوانند تورم را کنترل کنند، نرخ بهره را افزایش میدهند.
زمانی که نرخ بهره بیشتر شد، اوراق قرضه جذابیت خودشان را از دست داده و قیمتشان کمتر میشود. زمانی که GDP رشد کم و یا منفی داشته باشد، در زمان رکود بازار، بانک مرکزی تصمیم میگیرد نرخ بهره را کمتر کند تا به این طریق باعث تحریک اقتصاد شود. در این زمان قیمت اوراق قرضه بالا رفته و سرمایهگذاران به سمت آن جذب میشوند.
تورم و قدرت خرید
زمانی که GDP قوی باشد، به این معناست که میزان تقاضای آن بیشتر شده و احتمال تورم وجود دارد. با بالا رفتن تورم ارزش واقعی اوراق قرضه در آینده کمتر خواهد شد. در این زمان سرمایهگذاران برای جبران کردن کاهش ارز به دنبال نرخ بازده بیشتری هستند که نتیجه آن کمتر شدن قیمت اوراق قرضه است.
ریسک پذیری
سرمایهگذاران با توجه به وضعیت پول تصمیم میگیرند که دارایی خود را کجا ببرند.
رونق اقتصادی: آن دسته از سرمایهگذارانی که خوشبین هستند، دارایی خودشان را از بازار اوراق قرضه به بازار سهام منتقل میکنند. این عمل باعث کاهش قیمت اوراق قرضه میشود.
رکورد اقتصادی: در زمان رکود، بازار اوراق قرضه همیشه به عنوان پناهگاه امن عمل میکند. در این زمان میزان تقاضا برای خرید اوراق قرضه بالا رفته و قیمتشان روند صعودی دارد.
شاخص GDP از جمله شاخصهایی است که من در تحلیلهای خود از آن بسیار استفاده میکنم. معاملاتی که با تحلیل این شاخص انجام میشود، مثل راه رفتن لبه تیغ است. چون بازار به خود عدد GDP واکنش نشان نمیدهد، بلکه بازار تحت تاثیر اختلاف عدد واقعی با عددی است که تحلیلگران پیشبینی کردهاند.
حالا میخواهم یکی از تجربههای آموزنده خودم در این مورد را تعریف کنم:
در ۳٠ اکتبر سال ۲۰۱۹، دادههای GDP فصل سوم آمریکا منتشر شد. قبل از انتشار، بازار در وضعیت بلاتکلیفی قرار داشت و پیش بینی اقتصاددانها رشد ۱.۶ درصد بود که نسبت به فصل قبل روند کاهشی داشت. موقع انتشار GDP من از استراتژی تله گذاری استفاده کردم. تحلیل پیش فرض من این بود که اگر عدد منتشر شده بالای ۱/۶ درصد باشد، ارزش دلار بالا رفته اما اگر مقدار آن کمتر باشد، دلار سقوط میکند.
درست یک هفته قبل از انتشار GDP من در جفت ارز EUR/USD سفارشی در ۱۵ پیپی بالا و پایین قیمت جاری قرار دادم. سفارش خرید برای زمانی بود که GDP ضعیف شده و یورو صعود کند و سفارش فروش برای زمانی بود که GDP قوی بوده و دلار صعود کند. موقع انتشار عدد GDP ۱.۹ درصد بود، یعنی بهتر از پیش بینی که من داشتم. در عرض چند ثانیه قیمت جفت ارز EUR/USD در حدود ۴۰ پیپ ریزش کرد و در این موقع سفارش فروش من فعال شد. GDP مثبت باعث شد حدود نیم ساعت بعد بتوانم با سود خوبی از معامله خارج شوم.
محاسبه GDP
اقتصاددانها برای محاسبه GDP از سه روش استفاده میکنند. اما متداولترین روشی که برای محاسبه GDP استفاده میشود، روش مخارج است. در روش مخارج تمامی هزینههای انجام شده در کشور را با هم جمع میکند:
GDP= C+I+G+(X_M)
C (مصرف بخش خصوصی): همان هزینههایی است که اشخاص برای خرید کالا و یا انجام خدمات میپردازند.
I (سرمایهگذاری): پولی که صاحبان کسب و کار برای ساخت مسکن و یا خرید تجهیزات و کالاها خرج میکنند.
G (مخارج دولت): هزینههایی است که دولت برای پرداخت حقوق کارمندان و زیرساختها پرداخت کرده است.
X-M (خالص صادرات): تفاوت بین صادرات و واردات است.
دایان کابل (۱) در کتاب خود به این موضوع اشاره کرده است که در محاسبه GDP اینکه چه چیزی برای محاسبه شمرده شود و چه چیزی وارد محاسبات نشوند، یک تصمیم سیاسی و قراردادی است. او بر محاسبات GDP ایراد گرفته است، چون نوآوری و افزایش کیفیت را وارد محاسبات نمیکنند.
انواع GDP
شاخص GDP از مهمترین شاخصها برای سنجیدن سلامت اقتصادی یک کشور است. اقتصاددانها برای درک بهتر GDP آن را به انواع مختلف اسمی، واقعی، سرانه و بر مبنای قدرت خرید تقسیم کردهاند. اما مهمترین انواع GDP همان نوع اسمی و واقعی است.
گریپ ایپ (۲) در کتاب خود با مثالهای خیلی ساده توضیح میدهد که در تمایز بین GDP اسمی و واقعی نباید فریب اعداد را بخورید. از دیدگاه او مفهوم GDP واقعی یعنی رشدی که اثر تورم در آن حذف شده است، چندان درست نیست.
رشد GDP بدون محاسبه تورم مثل آن است که حقوق شما دو برابر شده اما قیمت وسایل که به طور همزمان ۴ برابر شده است را لحاظ نمیکنند. در واقع شما در ظاهر پول بیشتری دارید، اما در واقع فقیرتر شدهاید.
تولید ناخالص داخلی اسمی
GDP اسمی از سادهترین نوع GDP به حساب میآید. در GDP اسمی ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده را بر اساس قیمتهای جاری همان سال میسنجند.
در این شاخص تورم هم در نظر گرفته میشود. یعنی اگر تولید کارخانجات همچنان ثابت بماند ولی قیمتها دو برابر شود، GDP اسمی هم دو برابر میشود و این در حالی است که اقتصاد رشدی نداشته است.
از GDP اسمی برای مقایسه کردن حجم کلی اقتصاد در همان لحظه استفاده میشود، ولی برای بررسی رشد واقعی اقتصاد در طول یک بازه زمانی اصلاً مناسب نیست.
تولید ناخالص داخلی واقعی
GDP واقعی برای تحلیلگران اقتصادی اهمیت زیادی دارد. این شاخص ارزش تولیدات را بر اساس قیمتهای یک سال پایه محاسبه میکند. GDP اسمی اثر تورم را حذف کرده و برای سنجش رشد اقتصاد واقعی یک کشور در طی یک بازه زمانی میتواند معیار خوبی باشد.



هنوز نظری ثبت نشده است.